الفيض الكاشاني

266

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىگيرد ، چرا كه خدا آشكار شدن گناهان را دوست ندارد و نشان صداقت در او اين است كه از آشكار شدن گناه ديگرى نيز بيزار باشد و به خاطر آن غمگين مىشود . 3 - نكوهش مردم را نسبت به خودش نپسندد از آن نظر كه موجب اندوهش مىشود و دل و عقلش را از بندگى خداى متعال باز مىدارد ، زيرا طبيعت از نكوهش آزرده مىشود و با عقل به ستيز مىپردازد و از بندگى خدا بازمىماند و به همين سبب شايسته است از ستايشى كه او را از خداى متعال بازمىدارد و دلش را فرامىگيرد و از ياد خدا منصرف مىسازد نيز بيزار باشد . اين حالت نيز نشان قدرت ايمان است ، زيرا كسى كه براستى تمايل به آسودگى قلب دارد تا خدا را بندگى كند داراى ايمان است . 4 - اين است كه پوشاندن گناه و تمايلش به آن براى آن است كه از نكوهش مردم بيزار است از آن نظر كه طبيعتش را آزرده مىكند ، چرا كه نكوهش دل را به درد مىآورد ؛ چنان كه زدن بدن را مىآزارد و آزرده شدن دل از گناه حرام نيست و انسان با آزرده شدن گناهكار هم نيست ولى آنگاه گناهكار است كه از نكوهش مردم بىتابى كند و نكوهش مردم او را به كارى وادارد كه انجامش روا نيست تا به اين وسيله از نكوهش آنها بپرهيزد و بر آدمى لازم نيست كه از نكوهش مردم غمگين و آزرده نشود ؛ آرى كمال صداقت در اين است كه ديدن و نديدن مردم برايش يكسان باشد در نتيجه نكوهشگر و ستايشگر در نظرش يكسان مىشود ، چون مىداند كه ضرر و نفع در دست خداست و تمام بندگان ناتوانند . اين چنين افرادى براستى اندكند ، چون بيشتر طبيعتها از نكوهش آزرده مىشوند زيرا در نكوهش احساس كمبود مىشود ، و بسا كه آزرده شدن از نكوهش ستوده باشد هرگاه نكوهشگر ، در دين بينش داشته باشد زيرا صاحبان بصيرت گواهان خدايند و نكوهش آنها بر نكوهش خداى متعال و نقصان در دين دلالت دارد . پس چگونه از آن غمگين نشود ، آرى اندوهى كه نكوهيده است اين است كه غمگين شود كه ستايش به ديندارى را از دست داده است و گويى دوست دارد كه به ديندارى ستايش شود و جايز